![]() |
|
دیر برای رسیدن به تو پا پیش گذاشتم، خودم را قسمت کردم. انصاف نبود توکه می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت می کنم پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی؟ برای خداحافظی خیلی دیر بود خیلی دیر چه ساده یگانه شدیم چه ساده دل و دینم را به دست تو دادم بی آن که دیده باشمت یا حتی... شنیدنی در کار باشد بی آن که حتی... ماندم از کجای این بی سو آمدی دیگر هیچ نمی دانم جز اینکه هرچه از دلم می خروشد و از نگاهم می تراود، عشق است و عاطفه آن چه آرام و بی صدا بذرش را در دلم پاشیدی تو که می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت می کنم پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی؟ برای خداحافظی خیلی دیر بود خیلی دیر!
نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 19:42 توسط بی همنفس |
لينك به اين پست
|
![]() قایقی شکسته، دریایی طوفانی، غروبی غمبار، سکوتی نهفته... در تکاپوی یافتن گمشده ای بودم که موج ردپای مسافرم را محو کرد... نويسندگان جستجو گر
موضوعات
لينك دوستان |
دلم ساده،مرامم سر به زیری/ خوراکم غصه و فرشم حصیری/مرا این دولت شاهی تو دادی/خدا سبزت کند یار کویری!