تبليغاتX
.::<-شکسته خواستی مرا،کنون شکسته می روم/مباد بر دلت تب توقف خیالی ام->::.

×::The Tired Farer::×


نشد

خواستم بر بال خود آیینه آویزم، نشد

رازهای تازه ای بر شانه ام ریزم، نشد

گفته بودم چون بهار آید شکوفا می شوم

پیش پای گل ز جای خویش بر خیزم، نشد

موج می زد تا غزل در پیش چشمان ترم

من نوشتم تا شود شعر دل انگیزم، نشد

پیش از این اندیشه ام بوده که چون فردا شود

خنده را با لحظه ها در هم بیامیزم، نشد

رفتم و پشت علفهای تماشا گم شدم

تا بهارانی شود اندام پاییزم، نشد

 

نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 21:34 توسط بی همنفس | لينك به اين پست


موضوعات


لينك دوستان


.::<-کسی جز غم نمی گیرد سراغ خانه ی مارا/به زحمت جغد پیدا می کند کاشانه ی مارا/از آن شادم که غم هر لحظه می آید به بالینم/وز آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ی مارا!->::.


دلم ساده،مرامم سر به زیری/ خوراکم غصه و فرشم حصیری/مرا این دولت شاهی تو دادی/خدا سبزت کند یار کویری!