![]() |
|
سایه مرا به پاییز سپردی جا گذاشتی دلم را با تردید وقتی نفس هایم همه صدای تو بود و رگهایم نبض تورا می زد از نگاهت افتادم! و خاک مرا شست از نگاهم رفتی اما هنوز، به دنبال دستان تو سایه ام!
نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 11:45 توسط بی همنفس |
لينك به اين پست
|
![]() قایقی شکسته، دریایی طوفانی، غروبی غمبار، سکوتی نهفته... در تکاپوی یافتن گمشده ای بودم که موج ردپای مسافرم را محو کرد... نويسندگان جستجو گر
موضوعات
لينك دوستان |
دلم ساده،مرامم سر به زیری/ خوراکم غصه و فرشم حصیری/مرا این دولت شاهی تو دادی/خدا سبزت کند یار کویری!