تبليغاتX
.::<-شکسته خواستی مرا،کنون شکسته می روم/مباد بر دلت تب توقف خیالی ام->::.

×::The Tired Farer::×


کوچ

تنها

چشمان تو مانده است

از کوچ

و آوار که تماشا می کند مرا

شکسته می شود

خورشید روی صبح

و سپیده می ایستد بی افق

رو به روی خاطره

باد

پرهای نازکم را می برد

و می ماند

من و باران و هزار کوچه ی بی پنجره...

migration

نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 14:20 توسط بی همنفس | لينك به اين پست


موضوعات


لينك دوستان


.::<-کسی جز غم نمی گیرد سراغ خانه ی مارا/به زحمت جغد پیدا می کند کاشانه ی مارا/از آن شادم که غم هر لحظه می آید به بالینم/وز آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ی مارا!->::.


دلم ساده،مرامم سر به زیری/ خوراکم غصه و فرشم حصیری/مرا این دولت شاهی تو دادی/خدا سبزت کند یار کویری!