![]() |
|
محرم 86 امشب به خواب رفته نگاه ستاره ها افتاده از نفس تپش گاهواره ها فردا کنار علقمه تصویر می شود طرح شگفتِ حادثه ی خون نگاره ها شب ناله ای غریب درین دشت لاله خیز آشفته،خوابِ سنگیِ این سنگواره ها لالای، لای، کودک لب تشنه ام،بخواب! ای غنچه! گلِ شکفته ی دشت شراره ها مادر بخواب تا رَوَد از یاد نازکت آواز جانگدازِ گلو پاره پاره ها مادر بخواب تا که نبینی نخفته ام در حیرتِ شکستنِ بغضِ مُناره ها دنبا به خواب رفته، تو هم لحظه ای بخواب! بنگر به خواب رفته نگاه ستاره ها
نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 21:38 توسط بی همنفس |
لينك به اين پست
|
![]() قایقی شکسته، دریایی طوفانی، غروبی غمبار، سکوتی نهفته... در تکاپوی یافتن گمشده ای بودم که موج ردپای مسافرم را محو کرد... نويسندگان جستجو گر
موضوعات
لينك دوستان |
دلم ساده،مرامم سر به زیری/ خوراکم غصه و فرشم حصیری/مرا این دولت شاهی تو دادی/خدا سبزت کند یار کویری!